Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php on line 520

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php on line 535

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php on line 542

Deprecated: Assigning the return value of new by reference is deprecated in /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php on line 578

Deprecated: Function set_magic_quotes_runtime() is deprecated in /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php on line 18

Warning: session_start() [function.session-start]: Cannot send session cookie - headers already sent by (output started at /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php:520) in /home/navabzad/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-contact/econtact.php on line 112

Warning: session_start() [function.session-start]: Cannot send session cache limiter - headers already sent (output started at /home/navabzad/public_html/fa/wp-settings.php:520) in /home/navabzad/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-contact/econtact.php on line 112
شروین شهبازی « آموزشگاه موسیقی نواب زاده

شروین شهبازی

shervin-shahbazi

[ عکس | مقالات |   کنسرت | مصاحبه | سی‌دی | کتاب |  نتفیلمموسیقی | ارتباط ]

***************************

*************

****


سلام دوشحالم از اینکه به سایت من اومدین و می خواین راجع به من مطالب بیشتری بدونید . پس بخونید تا براتون بگم ...

من ( شروین شهبازی ) متولد ۲۴ فروردین سال هزار و سیصد و خورده ای هستم و در خانواده ای بزرگ شدم که تقریباً همشون به گونه ای حرفه ای یا نیمه حرفه ای در این رشته فعَالیت داشتند .

پدر بزرگم ( محمد شهبازی ) صدایی خوش داشته و حتی مدال افتخار از دربار کسب کرده بوده و به عنوان خواننده ( سنتی - مقامی ) نایل شده بود .

پدرم ( مهدی شهبازی ) که پیانیست و آهنگساز بوده و برای خیلی از خواننده های کشور چه قبل و چه بعد از انقلاب آهنگ ساخته و باعث آشنایی من با هنرمندان و اساتید قدیمی و پیشکسوت شده است .

عموی بزرگم ( محمود شهبازی ) که ویولن می نواخت در حال حاضر ساکن لـندن هست و به تدریس خصوصی در یک کنسرواتور مشغول هست .

عموی کوچکم ( فرهاد شهبازی ) نوازنده گیتار الکتریک بوده ولی به دلایل شخصی کار حرفه ایش رو کنار گذاشته و هر از چند گاهی کمی تمرین میکند !

و امـــــــــــا خودم ….

جالبه که بدونبد پدرم اصلاً به من امیدی نداشت که روزی بتونم نوازنده بشم . چون موسیقی رو به دلیل سن کم ، نوعی بازی و شوخی می دونستم تــــا اینکه در یک روز بسیار گرم تابستونی ( وقتی پدرم و دوستاش دور هم جمع شده بودند تا یادی از گذشته بکنند و سازی بزنند ) با دیدن دست یک گیتاریست که به سبک فلامنکو می نواخت عاشق این ساز جادویی شدم .

از اون روز حدوداً ۱۴ سالی میگذره و این عشق هر روز برام نو تر و تازه تر می شه و منو به سمت موسیقی بیشتر سوق می ده تا جایی که با آهنگـسازی و تدریس ، دیگران رو هم در عشقم سهیم می کنم . مواقعی ای که نمی تونم صحبت کنم و زبونم بند می آد ، لحظه ای هستش که ملودی ای به ذهنم می رسه و کار جدیدی خلق میکنم .

و امـــــــــــا اساتید من ….

از پدرم خواستم که اجازه بده برم پیش یه استاد ، امَــا پدرم حرفم رو جدی نگرفت و تصورش این بود که یه هوس جدیده برای من ولـــــــــــی بعد که اصرار منو دید ، روی ساز به صورت گوشی ، ملودی هایی اجرا میکرد و فقط با دیدن دست پدرم قطعات رو اجــرا میکردم .

تقریباً یک سال به این منوال گذشت تا اینکه یکی از دوستان پدرم منو دید و از شکل و فرم دستــام خیلی خوشش اومد و تونست پدرم رو متقاعد کنه که برم پیش یه استاد .

این استاد کسی نبود جز استاد بابک امینی . ایشون خیلی برام زحمت کشیدن ، استیلهای غلط منو اصلاح کردن ، تکنیک ها رو به طرزی صحیح و هدفمند به من آموختند و مهمتر از همه برای تمرینات روزانه ی من تکنیکهای دست راست و چپ رو روی ریتم ( مترونوم ) به من آموختند تا سرعت و نرمی خاصی به انگشتام داده شد . در این مدت حدود دو سال و نیم پیش ایشون بودم و به دلیل عزیمتشون به آمریکــا از شاگردیشون باز موندم  !

از اون به بعد شروع کردم به خوندن علم هارمونی و فرم در موسیقی نزد استاد محسن الهامیان و استاد کامبیز روشن روان و  اصول ارکستراسیون رو در مکتب استاد مرحوم بابک بیات فرا گرفتم .

با این کارها کمی از گیتار زدن و تمرینات روزانه گیتار دور شدم ولـــی با دیدن استاد فرزاد دانشمند نوازنده ی چهره دست گیتار کلاسیک دوباره علاوه بر آهنگسازی به تمرینات روزانه ی گیتار پرداختم . یکسال نزد استاد دانشمند متدهای مختلفی رو اجرا کردم و با گیتار کلاسیک هم آشنا شدم .

از دیگر اساتید محترمی که منو یاری کردن تا در ساز گیتار به جایی برسم از استاد سیامک مهاجر و جناب آقای آخوندی نیز میتونم اسم ببرم .

مدَت زمانی که پیش این اساتید به تکنیکها و دانشم اضافه میکردم حدود پنج سال و نیم بود . بعد از گذشت این زمان بود که به صورت تکمیلی با کتب های آموزشی و CD ها و نوارهای کاست به طور خودآموز به ادامه ی کار در رشته ی گیتار فلامنکو پرداختم . البته نا گفته نماند که استاد امینی در مدت دو سال و نیمی که در خدمتشون بودم اکثر تکنیکهای فلامنکو رو به من آموختن .

موسیقی فلامنکو از لحاظ هارمونی و ساختار ملودیها و ریتمها خیلی به موسیقی مشرق زمین نزدیکه و به این دلیل هست که من پایه ی تمام قطعاتی رو که می سازم موسیقی فلامنکو ( اسپانیش ) و در واقع نوعی تلفیق این سبک با سبکهای جهانی  ( World Music ) هست . در صفحه ای که مربوط به گروه هست بیشتر راجع به سبکم توضیح دادم .

نزد استاد مرحوم بیات به مدت ۱ سال اصول ارکستراسیون رو دوره دیدم. یادم نمیره که وقتی اولین قطعه ام رو ساختم و پارتیتورش رو پیش ایشون بردم استاد گفتن :

که پسر جان همیشه ساختار پیچیده ی ملودی وهارمونی دلیل بر زیبایی قطعه نیست !!!

آخه چرا همش پشت هم مد گردی (مودولاسیون) و آلتراسیون انجام دادی اصل ملودیت خیلی سادس وهنوز کار داره.

اون روز خیلی ناراحت شدم ولی الان میفهمم که استاد بیات چه راهنمایی بزرگی انجام دادن منظورشون این بود که بزار سوادت در خدمت حست باشد و نه اینکه احساست در خدمت سوادت.

البته این نکته را استاد الهامیان هم به من همیشه گوش زد می کردن و در مدتی که نزد استاد بیات تحت تعلیم بودم(حدود یک سال و نیم ) ایشون همیشه کمک می کردن که با حسّم قطعه رو بسازم و با دروسی که پیش ایشون خوندم قطعــم رو تنظیمش کنم. ( البته حمل بر خود ستایی نباشد من هنوز در وادی موسیقی ذره ای بیشتر نیستم ).

استاد کامبیز روشن روان من رو در شناخت فرمهای موسیقی کمک کردن و در آموزشگاه سرایش ( آموزشگاه خودشون ) به مدت یکـسال تحت تعلیم این استاد بزرگوار بودم.

استاد الهامیان یکی از بهترین اساتید من بودند و هستند که خیلی من رو در فهمیدن علم هارمونی کمک کردن وبه جرأت می تونم بگم الفبای اولیه موسیقی رو نزد ایشون یادگرفتم . دوره های اولیه ی تئوری عمومی موسیقی رو حدود ۴ ماه سر کلاسهای ایشون یاد گرفتم و مهمتر از همه ی اینها گزروندن دوره ای به مدت  ۲سال برای یادگرفتن علم سلفژ ( وزن خوانی و آواز ) نزد استاد عزیزم و کسی که مثل پدر دوستشون داشتم .

مدت تدریس ومحلهای تدریس من …..

جالب بدونید هیچ وقت فکر نمی کردم به کار تدریس مشغول بشم ولی پدر یکی از دوستام که آموزشگاه داشت ازم دعوت به کار کرد. چون مدرس قبلی آموزشگاه ایشون رفته بود منم برای کمک تا وقتی که مدرس دیگه ای بیارن قبول کردم اونجا تدریس کنم. ( از اینکه شاگردام به من بگن استاد خیلی می ترسیدم چون وقتی فکر کنی استادی و تو کارت کامل شدی اون روز باید بدونی که حتی اندازه ی یک شاگرد هم نمی دونی و بدونی همیشه و خیلی زود بقیه ازت پیشی میگیرند. ).

قبول کردن همانا و آلوده شدن به تدریس همانا ، وقتی میدیدم که کسانی به من مراجعه میکنند و حتی یک نت از موسیقی را هم نمیدانند ولی الان دارند جلوی چشمام ساز میزنند بهم لذت عجیبی میدهد و من را برای ادامه دادن به این کار تشویق میکرد . الان هفت ساله که دارم درس میدم و با آموزشگاه ها و موسسات زیادی همکاری داشتم و دارم . از جمله این موسسات میشه از آموزشگاههای ماندانا ( میدان ولی عصر ) ، نینوا ( میدان ونک ) و موسسه فرهنگی هنری عرفان کهن ( میدان فاطمی ) نام برد .
در حال حاضر هم با موسسه فرهنگی هنری آموزندگان ( خیابان پیروزی ) و آموزشگاه نوای مهر ( جنت آباد ) همکاری میکنم . به لطف خدا بعد از چند کنسرتــم ، هم شاگردای خصوصی زیاد به من مراجعه کردند و ۲ روز هم در خونه ی خودم مشغول به تدریس هستم .

شروین شهبازی

ستان عزیز